نمی دانم ها
آنچه ما انسانها به خدا مدیونیم.....دوست داشتن دیگران است
پنجره در ماتم نسیم به خاک نشسته بود تا فصل را تفسیر کند گردوغباردل روی تمام ترانه را گرفت درد پر زد ورفت وقتی که خورشید به پیشواز شب می رود و کوچه از صدای پای اخرین عابر تهی می شود با کوله باری از غم ودرد می روم وتو را با تمام خاطرات دیرین در میان کوچه های ساکت شهرتنها می گذارم
شب بود
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت
9:32 توسط زریر| |
ای مهربان
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت
10:34 توسط زریر| |
| Design By : Night Skin |



