تبليغاتX
نمی دانم ها


نمی دانم ها

آنچه ما انسانها به خدا مدیونیم.....دوست داشتن دیگران است

آن شب که دلم لرزيد
گفتی به کنارم باش
و از آينه چشمم نقشی به خيال انداز
تو ماندی و من ماندم تا صبح در آغوشت
يکبار گشودم چشم
ديدم همه جا بی تو
بی خود شده ام با تو
آخر چه بگويم من ؟
اين را که دلم ترسيد ؟
ديدی ز خيال تو
نقشی ز قلم لرزيد!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 9:52 توسط زریر| |

ازپس اين حصار سرد و دلتنگی
تا ابد بر ديوار نگاهت مصلوب می مانم
می دانم که از سنگينی نگاهت ديوار خواهد شکست

نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:55 توسط زریر| |

آن بو کزان گيسو
در جان چونفس خوشبو
آری به خدا نيکوست
می مانم و می مانم
سر در خم آن گيسو
تا در تو بميرم من
تا با تو برويم من

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 9:25 توسط زریر| |

آسمان دل من بوی تو را می گيرد
که نفس می کشی و ياس سرش پايين است
که تو قد می کشی وسرو چه بی باک ترک می گيرد
که زلالی نگاهت
می کشد پرده زنگار به صد آيينه
گريه کن شانه من تکيه گه خستگی است
مخمل ناز نگاهت و چراغانی شبنم خيزت
می کشد اين همه بی حسی را
گريه کن آيينه ها منتظرند

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 10:12 توسط زریر| |

نفس ادم ها

سر بسر افسرده است

روزگاري است دراين گوشه پژمرده هوا

هر نشاطي مرده

دست جادويي شب

در به روي من وغم مي بندد

مي كنم هر چه تلاش

او به من مي خندد

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 10:30 توسط زریر| |

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 10:25 توسط زریر| |

عجب اشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 9:33 توسط زریر| |

بدون توضیح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 11:5 توسط زریر| |


Design By : Night Skin