نمی دانم ها
آنچه ما انسانها به خدا مدیونیم.....دوست داشتن دیگران است
مرا این گونه باور کن:
کمی تنها...کمی بی کس...کمی از یاد رفته...
خدا هم ترک ما کرده...
خدا دیگر کجا رفته؟
نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟
که شاید هم به جرم آن...
غریبی و جدایی هست . . .
و آرزویی در دل کردم ...
آرزویی هر چند بچه گانه...
هر چند از روی دل...
هر چند ...
می دانم ممکن است به آرزویم نرسم
ولی حتی اگر به آرزویم نرسم!
من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی
با تو هستم و خواهم بود
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد
همیشه در دلم خواهی ماند
جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو
و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد...
نگاهت در یاد من همیشه جاوید است..
برای همیشه...
صدای شکستن قلبم را نشنیدی
چون غرورت بیداد می کرد . . .
اشک هایم را هم ندیدی
چون محو تماشای باران بودی . . .
ولی امیدوارم آنقدر در آیینه مجذوب زیباییت نشده باشی تا حداقل
زشتی دیو خود خواهیت را ببینی . . .
باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . .
| Design By : Night Skin |


